بیستمین سالگرد مبارزات زنان علیه دولت انگلیس!

روزهای جمعه – شنبه  و یکشنبه 1 تا 3 اکتبر 2004 مراسم بیستمین سالگرد مبارزه زنان علیه بستن معادن در سال 1984 در نزدیکی شهر شفیلد برگزار شد.

زنان مبارز از سراسر دنیا جمع شده بودند و از خاطرات وتجاربشان گفتند. برای مثال برندت مک السکی (دولین) یکی از قدیمی ترین مبارزین سوسیالیست ایرلندی  در مورد تجربیاتش در پروسه مبارزه  خود و خانواده اش برای آزاد سازی ایرلند و دستگیری و بازجویی دخترش گفت. او ازخاطرات گوناگونش از جمله سفرش به کوبا و اینکه موزه های آنجا موزه تاریخ انسان است و ما باید چنان موزه هایی بسازیم که بتوانیم تاریخ مبارزه مان را به نسل بعدی منتقل کنیم، تاکید کرد.

تعدادی از زنانی که بیست سال پیش تشکل زنان علیه بستن معادن (Women against Pit Closures) را ایجاد کرده بودند و در واقع به این وسیله در مبارزه همسران و پدران و برادران  معدن چی و اعتصابی شان شرکت کرده بودند، در این کنفرانس از خاطرات آن دوره مبارزاتی خود گفتند.  فیلمی از مبارزه معدن چیان سال 84 و کارگران مبارز زن در سالهای بعد بخصوص مبارزات کارگران آسیاسی در انگلیس به نمایش گذاشته شد.

آهنگهایی که زنان در دوره اعتصاب معدن چیان خوانده بودند، خوانده شد. آهنگهایی با مضمون فراخوان به اتحاد کارگران خوانده شد. گروه تاتر خیابانی هم موسیقی و تاتر جالبی اجرا کردند.

بعضی از زنانی که در آن زمان با بچه های کوچک در تظاهراتها شرکت کرده بودند، حالا یعنی بیست سال بعد هم با همان بچه ها که حالا بیست و چند سالشان بود در مراسم حضور داشتند.

کنفرانس تجدید خاطره ای از مبارزات بیست سال پیش معدن چیان و خانواده های آنها علیه  دولت تاچر  بود و با سخنرانی زنان مبارز از کشورهای دیگر،  بر ضرورت همبستگی بین زنان و کارگران  دنیا تاکید شد. می توان گفت مبارزه معدن چیان در سال  84- 85  مهمترین مبارزه  کارگری در اروپای آن دوره  بود.

من هم برای سخنرانی دعوت شده بودم و در مورد مبارزات مردم ایران در 25 سال گذشته علیه اسلام سیاسی  و ضرورت همبستگی حرف زدم. بحث من که علیه تروریسم غربی و تروریسم اسلامی بود، برای آنهاجالب بود.  این کنفرانس برای من آموزنده بود. با مبارزات زنانی که در مبارزه معدن چیان شرکت کرده بودند بیشتر آشنا شدم. زنانی که بعد از آن نیز دیگر نتوانستند دست از مبارزه بکشند. همینطور با زنان مبارزی آشنا شدم که مهمترین انگیزه زندگی شان مبارزه برای یک زندگی بهتر بوده است. بیش از صد زن مبارز در این کنفرانس دور هم جمع شدند تا  یاد مبارزاتشان را  جشن بگیرند.

یکی از  خاطرات  جالبم از رفتن به این کنفرانس در کنار آشنایی با تعداد زیادی  انسانهای خوب، آشنایی با یک خانواده انگلیسی بود.  بعد از سخنرانیم این خانواده به سراغم آمدند و نظرم را  در مورد جایگاه زن در اسلام پرسیدند. دختر جوانشان با کنجکاوی وارد بحث شد. بعد فهمیدم که دوست پسر مسلمان دارد و خانواده او که بشدت از اسلام متنفر بودند می ترسیدند دخترشان تحت تاثیر عشق دوست پسرش  مسلمان شود. دختر جوان برایم گفت که دوست پسرش دوست دارد با یک دختر مسلمان ازدواج کند. برایش توضیح دادم که پیش آمده که یک دختر انگلیسی بخاطر علاقه اش پذیرفته مسلمان شود که با دوست پسر مسلمانش ازدواج کند. بعد از ازدواج کم کم روسری سر کردن یعنی حجاب طرح شده. بعد از آن عقب نشینی های دیگری که دختر جوان بخاطر آنکه کم کم به آن تن داده متوجه آن نیست. مواردی هم پیش می آید که  یک  زن غربی مسلمان شده وحجاب اسلامی دارد. دختر جوان از من پرسید چرا او می خواهد با یک زن مسلمان ازدواج کند؟ چه فرقی می کند؟ برایش توضیح دادم که علت آن این است که زن مسلمان خود را ملزم به اطاعت از شوهرش می داند. اسلام به زن می گوید که باید برده جنسی شوهرش باشد. و اینکه مرد حق دارد زنش را تنبیه کند. بعد از بحثهای من و دختر جوان، خانواده او که ساکت گوش می کردند و مبهوت عقب نشینی دخترشان در دفاع از دوست پسرش شده بودند، از من دعوت کردند که به خانه شان بروم. جالب این بود که دختر جوان به صراحت گفت که حاضر نیست آزادی اش را قربانی علاقه اش کند. به او گفتم جوان است و شاید چندین بار دیگر عاشق شود و نباید به این زودی برای زندگی اش تصمیم بگیرد. به او گفتم من نمی گویم با آن پسر مسلمان رابطه نداشته باش. فقط می گویم سعی کن تغییرش دهی. آدم تغییر پذیر است. سعی کن تو او را تغییر دهی، و نگذاری او تو را تغییر دهد و از حقوقی که داری تو را عقب بنشاند. لحظه ای فکر کرد و گفت با شناختی که از او دارم فکر می کنم رابطه مان بیهوده باشد.  تا حالا  که یک روز از آشنایی ام با آن دختر جوان می گذرد دو تا ای میل از او داشته ام.

پدر او به من گفت که هر وقت بر علیه فرهنگ اسلامی حرف می زند او را متهم به راسیست بودن می کنند و به این وسیله مانع می شوند که حرف بزند. به او گفتم تو هم می توانی بگویی علیه مذهب حرف زدن ربطی به نژاد ندارد و اینکه راسیست نیستی. و بحث تو بر علیه مذهب است نه نژاد. گفت درست است ولی به این وسیله مانع از حرف زدن من می شوند. گفتم اسلامی ها  سعی می کنند با خشونت علیه کسانی که اسلام را افشا می کنند جلوی نقد اسلام را بگیرند. مثل برخوردی که به سلمان رشدی کردند. ولی ما نباید کوتاه بیاییم و باید اسلام را افشا کنیم.

متن سخنرانی ام در کنفرانس فوق:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *